Limon Tour
World Guide
DriveZona
Tranzito
دوشنبه, 01 مرداد 1397
ثبت نام

مقاله ها

Cwa.76- تحليل و بررسي فيلـــــــم شوالیه تاریکی برمی‌خیزد (Dark Knight Rises)

 

  شوالیه تاریکی برمی‌خیزد (Dark Knight Rises)  
   
  اطلاعات فیلم  
  کارگردان: کریستوفر نولان
تهیه کننده: 
کریستوفر نولان ، اما توماس
فیلمنامه: کریستوفر و جاناتان نولان
بر اساس کمیک استریپی از: باب کین
موزیک متن: هانس زیمر
فیلم برداری: والی فیستر
تدوین: لی اسمیث
کارگردان هنری: توبی بریتون
 
  بازیگران  
  کریستین بیل: بروس وین (بتمن)
آن هاتاوی: سلینا(زن گربه ای)
سر مایکل کین: الفرد
تام هاردی: بین
گری اولدمن: کمیسر گوردن
جوزف گوردن لویت: بلیک
ماریون کوتیارد: میراندا
مورگن فریمن: فاکس
 
  اطلاعات دیگر  
  ژانر: حادثه ای، هیجان انگیر، تخیلی
درجه نمایش PG-13
IMDB Rate: 8.9
تولید شده توسط کمپانی:
برادران وارنر
توزیع توسط: برادران وارنر
اکران: 20 جولای 2012
مدت زمان: 164 دقیقه
ساخته شده توسط: آمریکا
زبان: انگلیسی
بودجه: 250 میلیون دلار
فروش کل فیلم: تا به امروز 570 میلیون دلار
 
  افتخارات و جوایز  
  ----  
  تحلیل و برررسی از: سروش ممدوحی  

 

  این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر منتشر شده است لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.  
   
  تحلیل فیلم شوالیه تاریکی برمیخیزد  
 
پیدایش بتمن:

کمتر کسی است که در دنیای کامیکی و سینمایی اسمی از این شخصیت نشنیده و سرگذشت او را دنبال نکرده باشد. 
بروس وین، بتمن، شوالیه تاریکی، کاراگاه بزرگ و... نام هایی است که به بتمن باب کین نسبت می دهند. باب کین کسی است که در ماه می سال 1939 اولین بار این شخصیت کمیکی را خلق کرد و به دنیا معرفی نمود. این کمیک اولین بار در آمریکا به چاپ رسید و پس از آن به یکی از ابرقهرمانان پرطرفدار دنیای کامیکی تبدیل شد. بتمن در رسانه ها سر و صدای فراوانی ایجاد کرد. نسخه های این کامیک بسیار پرفروش بودند. به طوری که رسانه های دیجیتال و روزنامه ها را مجاب کرد این اثر را در خود جای دهند. این شخصیت اولین بار در 25 اکتبر 1943 در روزنامه ها به چاپ رسید. در همان سال سریال 15 قسمتی بتمن در تلویزیون به نمایش درآمد. افزایش طرفداران بروس وین باعث شد تا دومین سریال این شخصیت، "بتمن و رابین" نیز در سال 1949 ساخته شود. روند رو به رشد طرفداران این کامیک شبکه های تلوزیونی را وادار به ساخت سریال ها و انیمشن های بسیاری درباره این شخصیت کرد. 
بعد از گذشت سال ها بالاخره شرکت فیلم سازی برادران وارنر امتیاز ساخت فیلم از روی این شخصیت را خریداری کرد. اولین فیلم این کامیک، توسط تیم برتون در سال 1982 ساخته شد و نقش اولین بتمن سینما نیز به مایکل کیتون رسید. فیلم تیم برتون به یکی از پرطرفدارترین فیلم های عصر خود تبدیل شد و پرفروش ترین فیلم سینما در آن سال و پنجمین فیلم پرفروش تاریخ سینما تا آن زمان نام گرفت. این موفقیت، کمپانی برادران وارنر را مجبور به ساخت ادامه این کامیک کرد. تیم برتون ساخت قسمت دوم این فیلم را نیز بر عهده گرفت و در سال 1992 بازگشت بتمن را ساخت. این فیلم نیز همانند فیلم قبلی بتمن فروش فوق العاده ای داشت و برادران وارنر به تلاش برای ساخت فیلم های دیگر از این کامیک ادامه دادند. در سال 1995 تیم برتون حاضر به کارگردانی این اثر نشد و به جای جوئل شوماخر روال کار را در دست گرفت و بتمن برای همیشه را به سینما آورد. این بار نقش بتمن را وال کلیمر ایفا می کرد. دو سال بعد در سال 1997 بتمن و رابین با همان کارگردان قبلی و با تغییراتی در بتمن و نقش بتمن به سینماها آمد. این بار جورج کلونی نقش بتمنرا بازی می کرد. بعد از آن سال، ساخت بتمن متوقف شد و کمپانی برادران وارنر شروع به ساخت دوباره انیمیشن هایی از بتمن کردند که در تلویزیون های آمریکا پخش گشت. بعد از 6 سال براردان وارنر تصمیم گرفتند که دوباره بتمن را در سینماها زنده کنند. این بار آن ها ساختBatman Begins را در دستور کار خود قرار دادند. برادران وارنر ساخت این فیلم را به دست کارگردانی سپردند که تا آن روز تنها چند فیلم ساخته بود و بهترین کار او فیلم "ممنتو" محسوب می شدکه تحسین منتقدان را برانگیخته بود. نولان با جسارت تمام ساخت این فیلم را برعهده گرفت و با برادر خود جاناتان نولان به نگارش فیلم نامه این اثر پرداختند. آن ها در سال 2005 فیلمی را روانه سینماها کردند که اکثر منتقدان این فیلم را یکی از بهترین فیلم های تاریخ بتمن نامیدند. بعد از ساخت بتمن، نولان تصمیم به ساخت دومین فیلم بتمن گرفت و بتمن دیگری با بازی کریستین بیل به نام "شوالیه تاریکی" را به اکران در آورد.
فروش خیره کننده این فیلم که به بیش از یک میلیارد رسید، کمپانی برادران وارنر را خوشحال کرد. شوالیه تاریکی به دومین فیلم پرفروش تاریخ سینما بدل شد. نولان در همان سال بعد از موفقیت فیلم خود، تصمیم به ساخت آخرین قسمت از بتمن خود گرفت و در سال 2012، شوالیه تاریکی برمی خیزد را روانه سینماها کرد. این فیلم پایانی برای اثر بتمن نولان بود. بتمن نولان در سال 2012 به پایان رسید و باید دید آیا فروش این فیلم نیز می تواند هم چون شوالیه تاریکی عالی باشد یا خیر. هنوز این فیلم بر روی پرده های سینمای سراسر حهان است. فقط باید منتظر ماند...

بتمن نولان:
نولان در سال 2005 ساخت قصه ای را شروع کرد که به گفته خیلی ها یکی از بهترین چندگانه های تاریخ سینما در ژانر کامیک بوک بود. نولان ابرقهرمانی را نشان می داد که دیگر آن طور که باید و شاید، ابرقهرمان همیشگی نبود. بتمن نولان ضعیف تر و تاریک تر از همیشه بود. نولان سعی کرده بود داستان بتمن را به طور متفاوتی به نمایش درآورد. فیلم های نولان بر پایه شخصیت اصلی فیلم است؛ اما در قسمت دوم این سه گانه، ما داستانی کاملا متفاوت می بینیم. شخصیت منفی فیلم بر بتمن ارجحیت داده شده است. شخصیت جوکر، دشمن همیشگی بتمن، چنان تغییری در بتمن ایجاد می کند که تا به حال در فیلم های ابرقهرمانی دیده نشده است و این جسارت و شخصیت نولان را نشان میدهد که سعی در ساخت شخصیت های جذاب داشته و این را در فیلم های خود ثابت کرده است. نولان، کارگردان جوانی است که آینده روشنی پیش رو دارد. شاید هیچکاکی دیگر متولد شده باشد. باید منتظر فیلم بعدی نولان که نویسندگی و تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد ماند. جالب این است که آن فیلم نیز شخصیت کامیک بوکی دارد. بله؛ سوپرمن!
در زیر نگاه کوتاهی به سه گانه کریستوفر نولان و نقدی بر شوالیه تاریکی بر می خیزد خواهیم داشت. 

BATMAN BEGINS:
اولین فیلم از این سری فیلم ها به آغاز بتمن، تعلق دارد که در سال 2005 به سینماها آمد و نگاهی به آغاز بتمن و سرگذشت بروس وین نوجوان تا رسیدن به بتمن و مرد خفاشی، داشت. نولان در آغاز بتمن؛ سعی کرد که نگاهی به بروس وین و چگونگی تبدیل او به مردی ابرقهرمان و مبارزاتش با دشمنان شهر گاتهام، که پدر بروس وین آن را به زیبایی آراسته بود و به نگینی درخشان در کشورش بدل کرده بود، داشته باشد. بعد از مرگ پدر بروس، او تصمیم می گیرد که خود را در کشوری دیگر حبس کند؛ اما با ورود راسل گول، زندگی او دچار تغییرات عمده ای می شود. راسل به او مبارزات رزمی را آموزش می دهد و از او فردی توانمند می سازد. این آغاز بتمن است و می توان توانایی که راسل به بروس هدیه می دهد را، شروعی برای بتمن دانست. آغاز بتمن در تلاش است تا شخصیت های اصلی داستان در شهر گاتهام را به ما معرفی کند. تاریکی اصلی فیلم که نولان در تلاش است آن را به نمایش درآورد، نشان دهد شهر گاتهام، شهر گناه، شهری آشفته است که تبهکاران در آن حرف اصلی را می زنند. تمام شهر در دست این خلافکاران است و هر کس دربرابرشان ایستادگی کند، خود را نابود کرده؛ اما بتمن سر می رسد و این آغازی برای نابودی این افراد و به زندان انداختنشان است. پایان آغاز بتمن، شروعی است بر شوالیه تاریکی که دشمن اصلی بتمن در کامیک بوک ها را معرفی می کند: "جوکر".

DARK KNIGHT:
شوالیه تاریکی، بتمن عجیبی را به نمایش گذاشته است. فیلمی است که نولان آن را بر اساس شخصیت منفی فیلم پیش می برد و بیشتر روی جوکر مانور می دهد. بتمن در شوالیه تاریکی کاملا اسیر شخصیت جوکر می شود. جوکری که شهر گاتهام را به زباله دانی تبدیل کرده است و کسی حتی جرات سخن گفتن در برابرش را ندارد. بتمن نیز در مبارزه با او بارها شکست می خورد و درمبارزات پیاپی شان، جوکر پیروز می شود. مبارزات آن ها تا پایان داستان پیش می رود؛ اما این بار نیز در نبرد خیر و شر، دوباره خیر است که در واپسین لحظات پیروز می گردد. ولی پایان درامتیک شوالیه تاریکی به شکل دیگری رقم می خورد. هاروی دنت، نجات دهنده شهر گاتهام، پس از این که می فهمد کسی که دوستش دارد، می میرد شروع به تلاش برای انتقام جویی می کند. این اتفاق ها آغاز گر راهی است تا نولان بتواند پایان زیبایی برای شخصیتی که -بهتر است بگوییم- خودش خلق کرده است، بسازد. شما می توانید تحلیل کامل این فیلم را که توسط دوست عزیزمان علی (JOKER) در سایت منتشر شده است از لینک زیر مطالعه نمایید:http://forum.cinemacenter.ir/thread6680.html

DARK KNIGHT RAISES:
شوالیه تاریکی برمی خیزد، نام آخرین فیلم نولان از سه گانه بتمن است که 4 سال پس از آخرین بتمن، شوالیه تاریکی، ساخته شد و در تابستان سال 2012 اکران عمومی خود را آغاز کرد. استخوان بندی بازیگری این فیلم مانند دو قسمت پیشین بوده و تنها نقش بدمن فیلم تغییر کرده است. کاراکترهای جدیدی نیز به فیلم افزوده شده اند که در بین آنها می توان کاراکتر زن گربه ای، "سلینا کایل"، که ان هاتاوی ایفای آن را برعهده دارد، را نام برد. از دیگر کاراکترها نیز می توان به نقش بدمن فیلم، "بین"، با بازی تام هاردی، جوزف گوردن لاویت در نقش "بلیک" که در انتهای فیلم نقش دیگری هم به وی داده شده و ماریون کوتیارد در نقش "میراندا" اشاره کرد. کریستین بیل، مورگن فریمن، سر مایکل کین و گری اولدمن از دیگر بازیگران این فیلم اند.
هم چنین به لیام نیسون نیز نقش کوتاهی در این فیلم داده شده است.

 
 

 
 
تحلیل کلی فیلم:

شوالیه تاریکی را می توان به سه قسمت عمده تقسیم کرد. سه قسمتی که داستان فیلم در آن ها روایت می شود و دربرگیرنده اتفاقات اصلی داستان است.

1- معرفی کاراکترهای جدید و اتفاقاتی که برای کاراکترهای قبلی افتاده است:
داستان فیلم شوالیه تاریکی برمی خیزد، 8 سال پس از اتفاقاتی که در شوالیه تاریکی افتاده است، روایت می شود. فیلم با هواپیمایی که اعضای آن را افرادی از CIA تشکیل می دهند و می خواهد به سوی مقصدی پرواز کند، آغاز می شود؛ اما مسافران این پرواز، جنایت کارانی اند که یکی از آنها "بین"، بدمن اصلی فیلم، می باشد. بین با کش و قوس ها و درگیری هایی که در هواپیما رخ می دهد، هواپیمای حامل افراد CIA را به کمک افراد خود در آسمان نابود می کند و به این ترتیب از حرکات شوم خود پرده برمی دارد. ما، بین را با ماسکی به صورتش می بینیم که در آخر داستان از ماسک صورت وی پرده برداری می شود و دلیل استفاده بین از ماسک روایت می گردد. نولان تا پایان داستان همه بینندگان را در سردرگمی علت استفاده این ماسک، وا می گذارد. (بگذریم که نولان در مصاحبه هایش قبل از نمایش فیلم بارها به این مسئله اشاره کرده بود). ما پس از آن که با بین آشنا شدیم، به سمت شهر گاتهام می رویم. جایی که شهردار و رئیس پلیس گوردن درباره هاروی دنت در حال سخنرانی اند. آن ها، به خصوص گوردن، هاروی را محافظی برای شهر می پندراند و بتمن را کسی که شهر را آلوده کرده است، می نامند. گوردن این سخنرانی را با بی میلی انجام می دهد؛ زیرا آن طور که ما در قسمت قبل، شوالیه تاریکی، دیده ایم، هاروی دنت پس از اتفاقی که برای ریچل و خود او افتاد، بتمن، گوردن و چند نفر دیگر را مقصر این اتفاقات می دانست و برای انتقام خون ریچل به سوی آن ها رفت و در آخر دیدیم که چه بر سر او و گوردن و بتمن آورد و چگونه بتمن را به فردی که گاتهام به دنبال اوست تبدیل کرد. گوردن تنها کسی است که بعد از خود بتمن از این موضوع خبردار است. سکانس فیلم دوباره تغییر می کند. ما به خانه بروس وین می رویم و در آن جا سرگذشت بروس در این هشت سال را می بینیم و با دو کاراکتر جدید آشنا می شویم. یکی از آنها میراندا است که برای کمک به شرکت وین به خانه بروس آمده است تا با سرمایه گذاری در شرکت وین به او کمک کند و دیگری کاراکتری است که در خانه بروس به تماشاگران معرفی می شود. سلینا کایل یک دزد و تبهکار حرفه ای است که در ادامه می بینیم همان زن گربه ای داستان می باشد. او برای دزدی اثر انگشت بروس به خانه وین آمده است و البته بروس با دیدن سلینا متوجه دزدیده شدن گردن بند مادر خود می شود که سلینا آن را به گردن خود انداخته است. داستان فیلم سرگذشت بروس وین را اینگونه روایت می کند: بعد از اتفاقاتی که جوکر بر سر او و ریچل آورد بروس پس از مرگ ریچل 8 سال خودش را در خانه اش حبس کرده و با پای آسیب دیده ای که مربوط به زمان سقوط از ساختمان با هاروی دنت است، دست و پنجه نرم می کند. این اتفاق و این دزدی توسط سلینا بعد از مدت ها بروس را از اتاق خود به بیرون می راند. او در تلاش برای افشای هویت دزد است. بروس با رفتن به مخفیگاه بتمن، هویت اصلی دزد که همان سلینا است را برملا می سازد و در تلاش است تا بفهمد او چرا اثر انگشت بروس را دزدیده است. نولان در ادامه داستان از این موضوع پرده برمی دارد. داستان به معرفی کاراکترهای خود ادامه می دهد. پلیس جدیدی به نیروی پلیس گاتهام اضافه شده است که زمانی که بروس در یتیم خانه بزرگ می شد، او نیز در آن جا بوده است. بله؛ کاراکتری که مد نظر ماست کاراکتر بلیک است که در داستان شهر گاتهام نقش به سزایی ایفا می کند و البته ما در پایان فیلم نیز با یک سورپرایز توسط او مواجه می شویم که در پایان تحلیل به آن نیز اشاره خواهم کرد. 

2- معرفی بین، زن گربه ای و نبرد ابتدایی "بین" و "بتمن": 
داستان فیلم بعد از گذشت 30 دقیقه، جان می گیرد و به روند خود ادامه می دهد. ما درنیمه دوم فیلم نبرد بین را می بینیم که نقشه شوم خود را به نمایش در می آورد. 
ما زن گربه ای را در این قسمت می شناسیم و از دزدی ها و نقشه های وی با خبر می شویم. سلینا بعد از دزدی که از خانه بروس انجام داد آن محموله را به فردی که برای او دزدیده بود، می فروشد؛ اما پس از خیانت خریدار به سلینا و البته حمله پلیس به آن محل، از آن جا فرار می کند. ولی این فرار و این حمله پلیس گاتهام به آن محل برای رئیس پلیس گوردن گران تمام می شود و او اسیر افراد بین که در آن محل بودند می گردد. گوردن پس از این که می بیند توسط این افراد به دام افتاده است، از دست آنها فرار می کند؛ اما این فرار به منزله زخمی شدن وی و افتادن در فاضلاب است. در این صحنه (خدا برای گوردن، بلیک را می فرستد) بلیک نجات دهنده او می شود و او را از فاضلاب نجات می دهد. بروس وین که از این اتفاق آگاهی پیدا کرده است و بین را هم شناخته است، تصمیم می گیرد به دیدار گوردن در بیمارستان برود و موضوع را از خود او بشنود. بعد از این اتفاقات دوباره بروس پس از 8 سال لباس بتمن را از مخفیگاه خود در می آورد و به نبرد بین می رود. در این بین دیدارهای بروس با سلینا در مجلس رقص و دیدار بروس با میراندا نیز به نمایش در می آید که نشان دهنده اتفاقاتی است که می تواند در آینده فیلم بیفتد. بروس دوباره به سراغ دوست وفادار خود در شرکت وین رفته و از او درمورد سلاح های جدیدی که به دست آورده است، می پرسد. فاکس نیز به او هواپیمایی نشان می دهد که در فیلم به بتمن کمک شایانی میکند (ما در فیلم آغاز بتمن با ماشین بتمن آشنا شدیم و موتور بتمن را نیز دیدیم. البته در قسمت دوم موتور بتمن نقش بیشتری داشت. حال در قسمت سوم ما با هواپیمای بتمن مواجه می شویم که در کنار موتور و ماشین او قرار می گیرد. ماشین بتمن در این فیلم بیشتر نقش دشمن را ایفا می کند تا به کمک بتمن بیاید). 

حمله به بازار بورس استارتی است که بین بین و بتمن زده می شود. بین با حمله به بازار بورس در تلاش است که در بورس، تمام سرمایه شرکت وین را بفروشد و بین که حال اثر انگشت وین را نیز دارد، تمام سهام شرکت وین را می فروشد. بتمن (بروس وین) که از این اتفاق آگاه می شود به سمت بازار بورس رفته و پس از دیدن فرار بین از آنجا به سمت او حرکت می کند؛ اما این اتفاقات برای بتمن خوب تمام نمی شود. حال پلیس به دنبال بتمن می افتد؛ زیرا او در قسمت قبل خود را خائن و به طوری دشمن گاتهام معرفی کرد، و عملا بین را فراموش می کند. بتمن از این مخمصه به زور و به وسیله هواپیمای خود فرار می کند. هیچ چیز برای بتمن خوب پیش نمی رود. خدمتکار وفادارش با او وداع کرده و او را ترک میکند. الفرد می گوید دیگر خیلی در بتمن فرو رفته ای و من نمی خواهم دیگر کسی از خانواده وین را به حاک بسپارم و با این جمله وین را تنها می گذارد. بروس وین بعد از ترک الفرد تنها تر ازهمیشه می شود. ولی این تنها اتفاق بد برای وین نیست. شرکت وین به فروش رفته است. این شرکت ورشکست شده و وین به کمک میراندا احتیاج پیدا می کند. شرکت و راکتوری که در آنجا دارد را تمام و کمال به میراندا نشان می دهد و شرکت را به میراندا می فروشد تا حداقل آن را نجات دهد (این اتفاقات و این فروش در نیمه سوم فیلم معنا پیدا می کند که به این موارد نیز اشاره خواهیم کرد). 

در ادامه می بینیم که بتمن در تلاش است تا خود را به بین نزدیک کرده و مخفیگاه او را بیابد. او به کمک سلینا، زن گربه ای، احتیاج دارد و از او درخواست می کند که مخفیگاه بین را بیابد. سلینا، بین را پیدا کرده و بتمن را به پیش او می برد و اولین رو در رویی بین بین و بتمن صورت می گیرد. البته سلینا به بتمن خیانت می کند و او را در تله بین اسیر می نماید. بین آن ها درگیری پیش می آید و صحبت هایی که در این بین رد و بدل می شود، کاملا شخصیت بین را برای بیننده آشکار می سازد. بین یکی از افراد و دست پرورده های راسل الگول، کسی که بروس وین را در Batman Begins آموزش داد و دشمن اصلی بتمن در قسمت اول بود، است. بین به بتمن می گوید که من یکی از افراد الگول هستم. این درگیری که بین بین و بتمن صورت گرفته است در نهایت به پیروزی بین می انجامد. بین که در این صحنه ها واقعا نمایانگر یک فرد قدرتمند است نشان می دهد که حتی بتمن نیز نمی تواند بر او پیروز شود. بین بعد از این که ماسک بتمن را برمی دارد، اسلحه خانه بتمن را نیز تصاحب می کند. دیالوگ های بین بین و بتمن در سکانس های درگیری، بعضا زیبا و جالب است. دیالوگ هایی که می تواند نقش عمده ای در داستان ایفا کند. در این بین می توان به بهترین دیالوگ این صحنه که نولان به زیبایی آن را ساخته است، اشاره کرد: 
بین: تو فكر مى كنى كه "تاريكى" پشتيبان توست! تو فقط "تاريكى" رو در اختيار گرفتى...
من توى تاريكي به دنيا اومدم... تحتِ تاثيرش قرار گرفتم. من "روشنايى" رو وقتي ديدم كه ديگه مردى شده بودم... تا زماني که يه مرد نشده بودم نور رو نديدم. ولي اون موقع ديگه براي من چيزي نبود جز کوري...

بین، بتمن را در مکانی زندانی می کند که خود روزی در آن جا زندانی بوده است. بین این زندان را زندان وحشت و امید می نامد و به بروس وین می گوید: "من تو را نکشتم چون می خواهم زجر بکشی و با این زجر نابود بشی. میدانی چرا این زندان بدترین زندان است؟ چون کسایی که اسیرند فکر می کنند، می شود از این جا فرار کرد. همیشه به نور خیره می شوند و در تلاش برای فرارند؛ اما همیشه با شکست مواجه می شوند". تنها یک بچه تا آن روز با تلاش توانسته از آن زندان فرار کند و پس از او همیشه تلاس برای بالا رفتن از دیوار و گریختن از آن جا با شکست مواجه شده است. 

3- نبرد پایانی و پایان فیلم: 
بین در ادامه به شرکت وین حمله می کند و راکتوری که بروس در اختیار دارد را به دست می گیرد. این راکتور می تواند هم نجات دهنده شهر برای زندگی بهتر باشد و هم نابود کننده شهر. بین با اختیار گرفتن این راکتور وحشت را به کل شهر می آورد و بعد از نابودی تقریبی سطحی زمین و گرفتار کردن صدها نفر از پلیس های شهر در داخل تونل، و منفجر کردن زمین در استادیوم راگبی، برای مردم سخنرانی می کند. به آن ها می گوید اگر کسی شهر را ترک کند، آن را نابود خواهد کرد و اگر کسی به فکر همکاری با او نباشد نیز این اتفاق روی خواهد داد. بین در تلاش است شهر گاتهام را به یک زباله دان تبدیل کند. او نابودی کامل شهر را در فکر می پروراند. بعد از این اتفاقات بین به زندانی که زندانیان شهر گاتهام در آن جا نگهداری می شوند، حمله ور می شود و تمام زندانیان را آزاد می کند. ارتشی بزرگ تشکیل می دهد که برای نابودی به سوی شهر گاتهام حرکت کند. بین در جلوی زندان باز حرف هایی می زند که می تواند برای گاتهام، خصوصا گوردون، گران تمام شود. او از خیانت هاروی دنت سخن می گوید و نامه ای که گوردن در اول فیلم می خواست از روی آن بخواند و استعفا دهد را به نمایش در می آورد. بتمن را دوباره حامی شهر می کند (که ما در پایان فیلم دیدیم این اتفاق برای بین خوب تمام نمیشود).
در زندان بروس با کمر دردی که بین برایش ایجاد کرده، دست و پنجه نرم می کند. بعد از مداوای خود با کمک یکی از زندانیان که دکتر است، سعی در به دست آوردن سلامتی کامل خود می کند. او در تلاش برای دانستن اتفاقات زندان و زندانیان است. بروس پس ازفهمیدن این که تنها یک پسر بچه توانسته از آن زندان فرار کند، آگاه می شود که آن پسر بچه همان "بین" است که بعد از فرار به یکی از افراد و دست پرورده های راسل الگول تبدیل شده است. سپس بروس شروع به تلاش برای فرار می کند و بعد از یک بار شکست در بالا رفتن از دیوار، دفعه دوم موفق میشود و از زندان فرار می کند (به راستی که اتفاقات داخل زندان کمی مسخره جلوه می کند. از بهبود کامل کمردرد بروس وین تا فرار او از زندان. شاید بتوان گفت این اتفاقات در چندروز افتاده است؛ اما در بیرون زندان می بینیم که تنها یک روز گذشته و بین در تلاش برای نابودی شهر است).
پلیس گاتهام در تلاش است بین را متوقف کرده و از نابودی شهر جلوگیری کند. در راس آن ها گوردن قرار دارد. (که انگار از روز اول هم اتفاقی برایش نیفتاده). گوردن در تلاش است که نیرویی برای مبارزه با بین جمع آوری کند؛ اما در این راه شکست می خورد؛ چون اکثر نیروهای پلیس در زیرزمینی که بین منفجر کرده است، گیر افتاده اند و گوردن نیز به دست افراد بین می افتد.

بتمن پس از آزادی خود از زندان، سلینا را پیدا می کند و از او می خواهد که به او در نجات شهر و نابودی بین کمک کند. سلینا درخواست اورا با تعجب می پذیرد؛ چون سلینا در دستگیری بروس توسط بین، نقش عمده ای داشت و در اصل سلینا بود که او را نابود کرد. سلینا درخواست بروس را قبول کرده و به او کمک می کند. البته به بروس می گوید وقتی افراد پلیسی که به دام افتاده اند را آزاد کرد از آن جا گریخته و خود را ازشهر نجات خواهد داد و این کار را نیز می کند. سلینا دیوار فرو ریخته را با موتور بتمنی که به بتمن به او داده نابود می کند و تمام پلیس های محبوس را آزاد می نماید. بروس به طرف بین رفته و آقای فاکس که به دست بین اسیر شده بود را آزاد می کند تا به وسیله او از نابودی شهر جلوگیری کند. در سمت دیگر بعد از مشخص شدن آزادی بتمن از زندان، بین خشمگین شده و نبرد نهایی بین او و بتمن شکل می گرد. این بار بتمن به وسیله آسیب رساندن به ماسک بین بر او چیره می شود. در لحظه نهایی پیروزی بتمن بر بین، خیانت دیگری آشکار می شود و میراندا با زدن چاقو بر بتمن از کشتن بین جلوگیری می کند. در صحنه می بینیم که میراندا به بتمن، بروس وین، می گوید که او دختر راسل الگول است و او کسی است که از زندان فرار کرده و بین به او کمک کرده. بین این بیماری و این ناتوانی را در زندان توسط دکتر زندان به دست آورده است. میراندا می گوید می خواهد انتقام پدرش را از شهر بگیرد و شهر را نابود کند و نقشه در اصل نقشه او بوده است و بین فقط انجام دهنده نقشه بوده. سپس وقتی میراندا در تلاش است تا راکتور را نابود کند می یبیند که راکتور به وسیله یک مسدود کننده سیگنال، خارج از دسترس شده است. میراندا بین را با بتمن تنها می گذارد تا خود راکتور را منفجر کند. بین وقتی می آید که بتمن را بکشد با شلیک گلوله به موتور مواجه شده و کشته میشود (این چنین بین را در طول فیلم بزرگ جلوه دادند و او به راحتی کشته شد. می توانستند مرگ خوبی برای بین در نظر بگیرند نه با زدن یک گلوله).

سلینا بعد از آزادی بتمن از چنگ بین، با او به سمت میراندا حرکت می کنند و راکتور را از دستان میراندا نجات می دهند. میراندا نیز در این درگیری کشته می شود و پایان فیلم در اینجا شکل می گیرد. شعاری که نولان بارها بر روی پوستر فیلم به آن اشاره کرد سرانجام شکل می گیرد. بتمن راکتور را به وسیله هواپیمای بتمن خود بر می دارد و بر فراز شهر گاتهام پرواز می کند و در دور دست راکتور در هوا منفجر می شود. بتمن نیز این گونه از بین می رود. بعد از این اتفاق و نجات شهر گاتهام توسط بتمن، بتمن به نمادشهر تبدیل شده و از او مجسمه ای می سازند. در سوی دیگر ما با موضوعی روبه رو می شویم که جالب است؛ چون بارها نولان به این موضوع اشاره کرده بود که در فیلم رابین را نخواهیم دید. ما می بینیم که اسم اصلی بلیک، رابین است که ما در کامیک بوک های بتمن او را به عنوان دوست و همدم و کمک کننده بتمن می شناسیم. رابین یا همان بلیک مخفیگاه بتمن را پیدا می کند. می توان گفت در آخر فیلم رابین نیز شکل می گیرد. در سمت دیگر ما الفرد را در رستورانی می بینیم که به سمتی خیره است. هم چنین دوباره بروس وین را با سلینا مشاهده می کنیم که نشان می دهد بروس خود را از آن مخمصه نجات داده است. او از هواپیما پیاده شده بود و هم چنان بتمن زنده ماند. این پایانی بود بر سه گانه فیلم بتمن توسط کریستوفر نولان که باز در انتهای ماجرا نولان داستان را برای ادامه باز گذاشته است و با ساخت کاراکترهای جدید و صد البته آوردن کاراکتر رابین به داستان، برای دیگر کارگردانان و یا خودش، ادامه دادن به داستان را امکان پذیر نموده است. (البته نولان گفته است که این آخرین فیلیم بتمنی است که ساخته و دیگر داستانی از بتمن نخواهد ساخت.
من به شخصه امیدوارم این گونه نباشد).

 
 

 
 
کلیت داستان و نکات و حواشی فیلم...

بتمن نولان در قسمت سوم نتوانست انتظارات را برآورده نماید و آن طور که باید و شاید خوب پیش رود. در اصل سومین قسمت شوالیه تاریکی به خاطر مقایسه با فیلم دوم نولان در این سه گانه، شکست خورده نامیده شد. البته نولان توانست در اواسط فیلم به این قسمت روح خاصی بدهد و از اوایل فیلم (معرفی کاراکترهای جدید و قدیمی فیلم) که در حدود 40 دقیقه بود، به خوبی فاصله بگیرد و در پایان، خصوصا 40 دقیقه پایانی، یک اکشن جالب را به نمایش درآورد. نولان در تلاش بود که این فیلم را از مقایسه با شوالیه تاریکی دور نگه دارد اما در این موضوع اصلا موفق نبود؛ زیرا شوالیه تاریکی آن قدر خوب و زیبا ساخته شده بود که هرکس آن فیلم را دیده باشد بدون شک بلافاصله فیلم بعد را با آن مقایسه می کند و شخصیت ها و... را مورد بررسی قرار می دهد. 
شخصیت های فیلم، جدید و قدیمی، خوب در آمده اند. اما بیایید ما هم کمی مقایسه کنیم :

بین VS جوکر: به واقع در این نبرد جوکر برنده است. تام هاردی توانسته است یک کاراکتر خوب از بین به نمایش بگذارد و با آن صدای خش دار و بدن ورزیده بسیار زیبا ظاهر شد اما نه به خوبی کاراکتر جوکر در فیلم شوالیه تاریکی. در واقع نولان و هث لجر یک کاراکتر بی بدیل از جوکر به وجود آورده اند. هث لجر در فیلم شوالیه تاریکی توانست بهترین بازیگر مکمل مرد اسکار را دریافت کند اما تام هاردی فکر نکنم حتی برای این رشته نامزد شود. 

سلینا (زن گربه ای): ما زن گربه ای را بارها در فیلم های مختلف و آخرین بار او را توسط هالی بری در فیلم زن گربه ای دیده ایم و درآخر هم که دیدیم زن گربه ای هالی بری به چه وضعی دچار شد و تمشک طلایی (بدترین بازیگر سال) آن سال را به خود اختصاص داد. در این فیلم ان هاتاوی این نقش را ایفا کرده است. این نقش اندکی اشکال داشت؛ زیرا اصلا با فیلم هماهنگ نبود و کاملا این کاراکتر طنزگونه به چشم می خورد که تا امروز در این سه گانه نولان چنین چیزی ندیده بودیم. به نظر نولان زیاد روی کاراکتر زن گربه ای کار نکرده است و خیلی نتوانسته کاراکتری که از زن گربه ای انتظار داشتیم را به نمایش درآورد.

نولان در سه گانه خود تلاش می کند که حس طنزگونه کتاب های کامیکی را از فیلم هایش دور نگه دارد و به راستی در فیلم های خود موفق عمل کرده است. این گونه سیاهی را به فیلم های خود آورده است و طنز و شوخ طبعی را از سه گانه دور کرده. نولان با بهره گیری از موارد خاص که در زمان های اکران فیلم جامعه با آن دست و پنجه نرم می کرد، توانسته است فیلم های خوبی را بسازد. به عنوان مثال در این فیلم می بینیم که نولان به وسیله بین به دو نقطه حمله ور میشود: 1. بازار بورس: پول و ثروت، دغدغه اصلی این روزهای دنیا است. یعنی اقتصاد و رکود اقتصادی 2. نابودی استادیوم ورزشی: علاقه بی حد و حصر آمریکایی ها به ورزش به خصوص ورزش راگبی را (فوتبال آمریکایی) نشان می دهد. او می تواند با این کار تماشاگرانش را تحت تاثیر قرار دهد. در سمت و سوی دیگر ما با دیالوگ های خاص فیلم مواجه هستیم که در اکثر آنها بتمن و بین نقش عمده را ایفا می کنند و در آخر هم میراندا. اما در این بین به یکی از دیالوگ های سرنوشت ساز اینف یلم در متن تحلیل نیز اشاره کردیم که نقش عمده ای داشت و بدنه اصلی فیلم را روایت می کرد. "تاریکی تاریکی تاریکی" شعاری است که نولان سعی داشت در آن صحنه به زیبایی آن را بیان کند. 
سه بخش فیلمی که دربالا اشاره کردیم نشان از تقسیم بندی فیلم دارد که نولان برای فیلم در نظر گرفته است. در نیمه اول کاملا با کاراکترها آشنا می شویم اما کمی این صحنه ها گنگ است. ما نمی دانیم سلینا برای چه کسی کار می کند، چه کاری انجام می دهد و... ما بین را خوب نمی شناسیم. با کاراکتر های دیگر به خوبی آشنا نمی شویم و با آنها ارتباط برقرار نمی کنیم. در نیمه دوم فیلم رفته رفته ما با صحنه های اول فیلم ارتباط برقرار می کنیم اما این نیمه نیز کمی مشکل دارد. این زندان کجاست که بین، بتمن را زندانی کرده است. زندانی دارای دیواری مرگبار که شبیه استوانه های نیروگاه های برق است و چطور یک بچه 12-13 ساله از این دیوار فرار کرده ولی انسان های بالغ قادر به این کار نیستند؛ و سوالات دیگری که در این نیمه شکل گرفته است. در قسمت سوم فیلم ما یک اکشن مطلق را می بینیم. نابودی، نابودی و نابودی. اما این 40 دقیقه الی 1 ساعت فیلم بعضا خیلی سریع پیش می رود. نبرد بین بین و بتمن خوب از آب درآمده اما واقعا کوتاه است و در این نبرد فقط مشت هایی را می بینیم که در حال رد و بدل شدن است. سرانجام کشته شدن بین با یک شلیک گلوله که می توانستند این صحنه را بهتر کار کنند تا جذابیت فیلم بیشتر شود. همان طور که در قسمت قبل دستگیری جوکر به خوبی ساخته شده بود. می توانستند حتی المقدور مرگ خوبی برای بین که این همه در فیلم زحمت کشید در نظر بگیرند.
در نهایت باید گفت با یک مقایسه کوتاه بین این سه گانه به راحتی قسمت دوم را در صدر جدول قرار می دهیم قسمت سوم را در رده دوم و قسمت اول را در رده سوم. 
این را هم اضافه کنم که بتمن، شوالیه تاریکی، در هشت رشته نامزد اسکار شد و توانست در دو رشته این جوایز را از آن خود کند اما فکر نکنم شوالیه تاریکی به هشت رشته برسد و شاید بتواند در موزیک و جلوه های ویژه این افتخار را کسب نماید.

سه گانه بتمن نولان در حالی به اتمام رسید که همگان بعد از اکران فیلم آخر نولان، یعنی اینسپشن، برای اکران این فیلم لحظه شماری می کردند و برای اولین روز اکران در 20 جولای 2012 آماده می شدند اما در این روز اتفاقات شومی رخ می دهد. در اولین روز اکران در کلورادو فردی با قیافه ای به شکل جوکر به سینمایی در آن شهر می رود و با شلیک های پیاپی به سمت تماشاگران 12 نفر را می کشد و نزدیک به 50 نفر را نیز راهی بیمارستان می کند و این افتتاحیه ای است بر آخرین فیلم بتمن نولان. فیلمی که همگان انتظار داشتند رکورد شوالیه تاریکی را بشکند، حال با رکود تماشاگر مواجه می شود و در فروش نیز افت می کند. اکران های ابتدایی فیلم یکی پس از دیگری در کشورهای مختلف متوقف شد و نولان و دیگر دست اندرکاران فیلم و حتی استدیو فیلم، تبلیغات فیلم را متوقف کردند و با قربانیان این حادثه احساس همدردی کردند. فیلم نولان که گفته می شد در قسمت قبلی خود یعنی شوالیه تاریکی دچار نحسی شده و نفرین شده است، در آن قسمت گریبان گیر فیلم نشد و این اتفاق به این قسمت کوچ کرد...

فیلم شوالیه تاریکی بر می خیزد با بودجه ای بالغ بر 250 میلیون دلار ساخته شده است. البته برادر وارنر این بودجه را اعلام کرده اند؛ اما با نگاه کوتاهی به فیلم، تماشاگر بر این موضوع کاملا شک می کند. خودتان موضوعات را در کنار یکدیگر قرار دهید: 1. موتور بتمن 2. ماشین های بتمن 3. جت بتمن 4. نابودی بازار بورس 5. نابودی استادیوم ورزشی 6. منفجر کردن سطح زمین با بمب های متعدد 7. موارد دیگر... همه این ها توسط افراد قدرتمند نولان به زیبایی در آمده است و بی شک بودجه ای بیش از 250 میلیون دلار هزینه ساخت این فیلم بوده است. بودجه ای سرسام آور که نولان و برادران وارنر چشم به فروش خوب این فیلم در سینماها دارند. البته با اتفاقی که در افتتاحیه برای فیلم افتاد این توقع کمی کاهش یافت اما این روند باز بر فروش فیلم اثر نگذاشت و فیلم تا به امروز فروش خوبی از خود به جای گذاشته است و فروشی بیش از 550 میلیون دلار داشته.

در پایان تحلیل این را هم اشاره کنم که پایبندی نولان به گذشته واقعا زیبا است و فیلم برداری این فیلم بر روی نوار ویدئویی نشان از جسارت تمام نولان دارد و پای بندی بر این موضوع و استفاده نکردن از تکنولوژی سه بعدی و البته استفاده از دوربین های لارج IMAX وضوح و شفافیت خاصی را به بیننده می دهد و زیبایی دو چندانی را برای فیلم به ارمغار می آورد. کاش ما نیز می توانستیم این فیلم را در سینماهای دنیا و با این تکنولوژی ببینیم...
در انتهای فیلم ما با یه جمله مواجه میشویم که همین چندخط فیلم را بازگو میکند:
“This motion picture was shot and finished on film.”

 
  با تشکر از حانیه عزیز quasar بابت ویراستاری و فرخ فرمان بابت گرافیک  
   
   
  این تحلیل تحت کپی رایت سایت سینماسنتر و با شماره Cwa.76 برای بار اول به تاریخ 13-08-2012 در انجمن سینماسنتر منتشر شده است، لذا هر گونه کپی از این نوشته بدون مجوز نویسنده و سایت سینماسنتر CinemaCenter.ir نقض آشکار قوانین کپی رایت محسوب میگردد.  
  تحلیل و برررسی از: سروش ممدوحی  

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

مطالب مرتبط با مطلب در حال مطالعه

تحلیل و بررسی ها

فروش ایالات متحده

53 $-M
فروش جهانی
3.4 $-M
فروش کلی
56.4 $-M

The Conjuring

 The Conjuring (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

279 $-M
فروش جهانی
308 $-M
فروش کلی
587.8 $-M

Despicable Me 2

 Despicable Me 2 (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

82 $-M
فروش جهانی
8.7 $-M
فروش کلی
90.8 $-M

Grown Ups 2

 Grown Ups 2 (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

33.7 $-M
فروش جهانی
--- $-M
فروش کلی
33.7 $-M

Turbo

 Turbo (2013) on IMDb

فروش ایالات متحده

72.8 $-M
فروش جهانی
110 $-M
فروش کلی
183 $-M

Pacific Rim

 Pacific Rim (2013) on IMDb

کپی رایت

این سایت تحت مالکیت مجموعه فرهنگی سینماسنتر میباشد و فعالیت آن مطابق قوانین میباشد، کلیه حقوق مطالب منتشر شده در این مجموعه متعلق به مجموعه فرهنگی سینماسنتر و مشمول قوانین کپی رایت و حفظ حقوق مولفین است. لذا هر گونه کپی برداری بدون قید منبع و نام نویسندگان نقض صریح قوانین کپی رایت محسوب گشته و مشمول مجازاتهای تعریف شده برای این نوع جرم می گردد. برای هر گونه برداشت از مطالب قبلا با مسئولان سایت هماهنگی حاصل نمائید.

سینماسنتر
مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی
 
تلفن: 
ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
وبسایت: http://CinemaCenter.ir

آمار سایت

بازدیدکنندگان
2746
مطالب
1050
وب لینک ها
6
نمایش تعداد مطالب
1796297
 

ما 36 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

آخرین اخبار


مرجع نقد و بررسی فیلم و سریالهای تلویزیونی

ورود/خروج

ثبت نام

*
*
*
*
*
*

پر کردن فیلد های ستاره دار ضروری است.